close
چت روم
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .

من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .

من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .
و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم. می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است. می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم! می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم . می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم…
از همه جا از همه رنگ

امروز : جمعه 02 فروردین 1398

خانه انجمن ورود ثبت نام آرشیو آپلود تماس با ما طراح قالب