close
چت روم
مهر مادر

مهر مادر

مهر مادر
مهر مادر کز دلش جوشیده استجاودان رودی،روان در دیده است موج شفافش ، اینسو وآنسو رفته استفرش ریگی بر کَفَش ،گسترده است چونکه با خورشید درگیر گشته استبرق نورش ،چون زُمُرد گشته است برکنارش سبزه ها روییده استدر جوارش سَرو زیبا ،به ثُریا رفته است هرکه خسته به کنارش خفته استراحتِ جانش، بسی افزوده است عالمی را مهربانی یافته استآن رفیق بی کلک را جُسته است معبد راز ونیازی دیده استبرق نوری به دلش تابیده است هر که زین رود ،کمی نوشیده استعَطشِ تشنگی اش خُشگیده است اوج مستی بی نهایت دیده استشادمان ،رقصان ، چو…
از همه جا از همه رنگ

امروز : جمعه 31 خرداد 1398

خانه انجمن ورود ثبت نام آرشیو آپلود تماس با ما طراح قالب